تلخي ِ حرف حلقه مي كني دار گلويمان ، مرور مي كنم غبار ِ خزيده ي روي تمام زندگي ، تنها جاي پاي سكوت بود روي همه اين روزهاي محكوم ...


پي نوشت اهورايي :

سکوتم آب شد ، چشم بستم ، بسترم آتش گرفت