هيس
تلخي ِ حرف حلقه مي كني دار گلويمان ، مرور مي كنم غبار ِ خزيده ي روي تمام زندگي ، تنها جاي پاي سكوت بود روي همه اين روزهاي محكوم ...
پي نوشت اهورايي :
سکوتم آب شد ، چشم بستم ، بسترم آتش گرفت …
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 17:23 توسط کافه گپ