مُ ح َب َت ...
یک جایی هم میرسد که مرهم ِ سینه ات را شلغم تجویز می کنند بی آنکه بدانند معصیت ِ روزگار ، خبط ِ خط ِ محبت بود و ته این لبخند ِ ماسیده به لب ، حواله ی "نفهمی" است به آنهمه تجویز !
پی نوشت اهورایی :
پروگرامِ سفر را به قلمِ سیاه نوشته بود انگار ، آن خطاطِ قضا ...
- کمال الملک ، علی حاتمی -
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 23:35 توسط کافه گپ
|