سپيدي ِ "روي ِ" اين تك شاخه ها ، برف ِ اول ِ بهمن است "بي رمز و راز "  ... سپيدي ِ روي ِ ‌موهايمان اما ، "‌زيرش " چيز ديگري پنهان است ...


*. بالاخره برف هم آمد !!‌


پي نوشت اهورايي :‌


منم من، ميهمان هر شبت، لولي وش مغموم
منم من، سنگ تيپاخورده ي رنجور
منم ، دشنام پست آفرينش ، نغمه ي ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در، بگشاي ، دلتنگم (‌!!‌)
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان ِ سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد ...

- مهدي اخوان ثالث -