بیا بنشین رفیق , بیا بنشینم همین گوشه ی دنج پاتق خودمان و گپی بزنیم و لختی درنگ کنیم بر این لحظه هایی که بی مهابا شتاب رفتن دارند ... بیا بنشین رفیق , بیا بنشین تا گوشه ی دنج سایه روشن کافه طعم دوستی را مزه مزه کنیم ... بیا بنشینیم میان اینهمه سکوت و بوی خوش قهوه , بیا تا همه ی حجم سکوت درونم را فریادی بزنم و بعد با هم بر اینهمه پس لرزه ی این فریاد سکوت بخندیم و مشتی به میز گرد کافه بکوبیم و تو جرعه ی دیگری از قهوه ات بنوشی و من تو را بنگرم و باز تو بگویی و من بشنوم ...  و تو بگویی و من بشنوم ... که من تشنه ی کلمات تو ام .. که من تشنه ی حرف های عمیق تو ام .. بیا بنشین رفیق ... بیا بنشین تا شمع های روی این کیک کوچک را فووت کنم و تو بگویی تولدت مبارک و من بگویم امسال هم گذشت رفیق ... بیا بنشین رفیق .. بیا بنشین ...


*. ممنونم بابت لطف های همه ی دوستان

*. روزهای سختی گذشت

*. تولدم مبارک !!!!!!  [نیشخند]


پی نوشت اهورایی :

ای نوش کرده نیش را , بی خویش کن با خویش را

با خویش کن بی خویش را چیزی بده درویش را

- مولانا -