چو بيد بر سر ايمان خويش مي لرزم

ملك ميرزا را خدمت رسيدند كه فقيه بود و بزرگ ، عارض شدندكه مصحف باز كند بر نيت پنهان ، دستي به ورق بردند و نيمه باز كتابت را بستند و فرمودند ، فقير اگر فقيد باشد حاجت به استخاره نيست ، كه منفعت به ايمان است و ايمان ، به گمان ...
پی نوشت اهورایی :
از چرخ به هرگونه همي دار اميد
وز گردش روزگار مي لرز چو بيد
- حافظ -
* . برای اهل شعر دوتا سی دی لسان الغیب (حافظ ) و رسول آفتاب ( مولوی ) رو پیشنهاد می کنم که این دو سی دی فوق العاده جذاب بودند ٬ لاقل برای من ...
**. تصنیف "آه باران" از آلبوم جدید شجریان هم عجب شور حالی می داد زیر این بارون های بهاری ...
آه ، باران
ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید
این گیسو پریشان کرده
بید وحشی باران .
یا ، نه ، دریایی است گویی ، واژگونه ، بر فراز شهر ،
شهر سوگواران .
هر زمانی که فرو می بارد از حد بیش
ریشه در من می دواند پرسشی پیگیر ، با تشویش :
رنگ این شب های وحشت را
تواند شست آیا از دل یاران ؟
چشم ها و چشمه ها خشک اند .
روشنی ها محو در تاریکی دلتنگ ،
هم چنان که نام ها در ننگ !
هرچه پیرامون ما غرق تباهی شد .
آه ، باران ،
ای امید جان بیداران !
بر پلیدی ها – که ما عمری است در گرداب آن غرقیم –
آیا ، چیره خواهی شد؟
- فریدون مشیری -