رسم دنياست انگاري ، ما مانده اييم و هزار خاطره ي رنگارنگي كه بهار نكرده زمستان زد ، هرچه بود و هست حكما رضاي اوست . . .

هركه هست بهار دلت را خزان نكند رفیق . بي حرف پيش ، ما را هم حلال كن . . .

 . . . .

* . غیبت این روزها را بر من ببخشایید ، گرفتاری ها هر روز بیشتر می شود انگار .

** . کافه عکس هم به روز است .

 

پي نوشت اهورايي :

چشم آسايش كه دارد از سپهر تيزرو

ساقيا جامي به من ده تا بياسايم دمي