دلگویه

رسم دنياست انگاري ، ما مانده اييم و هزار خاطره ي رنگارنگي كه بهار نكرده زمستان زد ، هرچه بود و هست حكما رضاي اوست . . .
هركه هست بهار دلت را خزان نكند رفیق . بي حرف پيش ، ما را هم حلال كن . . .
. . . .
* . غیبت این روزها را بر من ببخشایید ، گرفتاری ها هر روز بیشتر می شود انگار .
** . کافه عکس هم به روز است .
پي نوشت اهورايي :
چشم آسايش كه دارد از سپهر تيزرو
ساقيا جامي به من ده تا بياسايم دمي
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 1:3 توسط کافه گپ
|