بطري هاي شراب را "رت به رت"* چيده بود گوشه ي ايوان ، خير سرمان مي خواستيم فقط لبي تر كنيم تا به خود آمديم ديديم دم دماي غروب است و ما در آغوش لطيفي خفته !

 

 * : برگرفته از یک دوست وبلاگی که صد متاسفانه آدرس وبلاگش رو مدت هاست گم کرده ام . . .

 

پی نوشت اهورایی :

 

سر خوش آنان که سر خیره به خمخانه زدند

سر کشیدند خم و پای به پیمانه زدند

 

تکیه بر مصطبه ی صدر نشینان دادند

وز کف سدره نشینان می مستانه زدند

 

- شهریار -