رهنورد . . .




صبحی طلوع می کند
و طنین نرم آوازش
بر پیکره ی زمین
آرام می لرزد
آفتاب سر بر می دارد
تا آسمان را
از سیاهی
به آبی زلال رنگ بزند
. . .
از دور نوایی می رسد
صدای نرم و مخملین
صدای آشنای صبح
صدای آشنای دوست
و من روایت گلها را
روایت آفتاب و صبح را
روایت دوستی ها
و روایت زندگی را
مرور می کنم
که هر کدام
نوای آشنایی است
که هر لحظه در دلم
فریاد می زنند
. . .
به آسمان می نگرم
و در ژرفای عمیقش
چشم هایم را رها می کنم
چندي پيش دلتنگ سفر شده بوديم و بار بر كوله نهاديم و عزم را جزم كرديم و پاي در ره نهاديم تا حرف استاد را مزه مزه كنيم كه مي گفت : بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي !
دو سه روزي را در كنار آبهاي هميشگي خليج فارس جزيره كيش گذرانديم و چند روزي هم در پايتخت اطراق نموديم ، جاي دوستان را هم سبز نگه داشتيم و براي اينكه خيلي هم تك خوري نكرده باشيم چندتا از عكس هاي عكاس باشي اين سفر را اينجا گذاشتیم تا شما هم در اين آرامش روزهاي سفر ما شريك شده باشيد !
پ . ن ۱ : آغوش لطيف نوازشگرت از كدامين چشمه ي زلال كوه هاي دور و ناپيدا و مرموزي مي جوشد كه اينچنين عطش تشنگي را به كامم مي ريزد . . . و چه لذت بخش و رخوت انگيز است آن هنگام كه جام از چشمه پر مي كنم و جرعه جرعه مي نوشم و سيراب نمي شوم و باز جامي ديگر میگیرم . . .
پ . ن ۲ : اين دو آهنگ هم يكي از با ارزش ترين يادگاري های اين سفر است ، به گوش " جان " نيوش كنيد !!
( آلبوم وطنم ايران ، كار جديد محمد رضا لطفي با صداي محمد معتمدي )